سديد الدين محمد عوفى

461

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

برون « 1 » اندازى « 2 » ، چه مردن به از زيستن به دشمنكامى « 3 » . پدر « 4 » جوان را اين « 5 » وصيت بكرد و به دار آخرت « 6 » رحلت كرد « 7 » . پسر چون از تعزيت پدر باز « 8 » پرداخت روى به خرج « 9 » اموال آورد و در مدت « 10 » اندك تمامت « 11 » آن « 12 » مالها را « 13 » تلف كرد و آنچه « 14 » عروض و اقمشه بود جمله بفروخت « 15 » و جز خانه مر ويرا هيچ « 16 » ديگر « 17 » نماند ، و كار فقر و فاقه و عسرت او به درجه‌اى رسيد كه چند شبانروز گرسنه بماند « 18 » و هيچ « 19 » كس او را طعامى « 20 » نمىداد « 21 » . پس وصيت پدرش ياد آمد ، برفت در آن خانه كه رسن آويخته بود « 22 » و كرسى نهاده ، بيچاره از غايت اضطرار « 23 » به استقبال مرگ باز شد « 24 » و در آن خانه شد و رسنى ديد از سقف معلق و كرسى « 25 » در زير آن بنهاد « 26 » و حيات را وداع

--> ( 1 ) - مج : دور ( 2 ) - بنياد : آرى ( 3 ) - مج : دشمنكام زيستن ( 4 ) - مپ 2 - پدر ، متن و مپ 2 و بنياد + آن ( 5 ) - متن و مپ 2 و بنياد - اين ( 6 ) - مپ 2 - به دار آخرت ( 7 ) - مپ 2 و بنياد : شود ، مج و مپ 2 : وفات كرد ( 8 ) - مپ 2 و مج - باز ( 9 ) - بنياد : به خزانه ، مپ 2 : بخرج كردن ( 10 ) - متن : مدتى ، بنياد : به مدتى ، مپ 2 : به اندك مدت ( 11 ) - مج : تمام ( 12 ) - مج - آن ( 13 ) - مج - را ( 14 ) - مج - آنچه ( 15 ) - مپ 2 - و انچه . . . بفروخت ( 16 ) - بنياد و مج + چيز ( 17 ) - مج - ديگر ( 18 ) - متن و مپ 2 و بنياد - و كار فقر و فاقه . . . شبانروز گرسنه بماند ( 19 ) - مج - هيچ ( 20 ) - مج : طعام ( 21 ) - مپ 2 - و هيچ‌كس . . . نمىداد ، مج : ندادى ( 22 ) - بنياد : بودند ( 23 ) - مج : اضطراب ( 24 ) - مپ 2 و مج : شد ( 25 ) - متن و و مپ 2 و بنياد - و در آن خانه شد و رسنى ديد از سقف معلق و كرسى ( 26 ) - مج نهاده